انواع مغالطه

انواع مغالطه

مغالطه چیست ؟

مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه کسی از روی عمد و با آگاهی دیگری را در فهم موضوعی به اشتباه بیندازد و یا از روی جهل و ناآگاهی باشد. در اصطلاح، مغالطه به استدلالی گفته می‌شود که به استدلالِ صحیح شباهت دارد، اما در واقع صحیح نیست. به آن سفسطه و مغلطه نیز گفته می شود.

نکته برای کنکوری ها :

چون در کتاب درسی منطق اشاره کوتاهی به مغالطه شده اما در کنکور سوالات به صورت کلی تر هستند لازم است که کنکوری های عزیز با انواع مغالطمه خارج از کتاب درسی نیز اشنایی داشته باشند .

مغالطه انواع بسیار گسترده ای دارد که در اینجا به شرح برخی از مهم ترین و کاربردی ترین آن ها میپردازیم .

انواع مغالطه :

مصادره به مطلوب :

یکی از گونه‌های انحراف در استدلال و یکی از انواع  مغالطه است.
و آن به این معنا است که یکی از مقدمات استدلال که در واقع نتیجه استدلال نیز هست، به عنوان مقدمه مطرح شود. قید «در واقع» بیانگر این نکته است که هر چند به حسب ظاهر و در نظر ابتدایی، مقدمه و نتیجه با هم فرق دارند، ولی اگر با دقت نگاه شود معلوم می‌شود مقدمه همان نتیجه است؛ مثل این که گفته شود: هر انسانی بشر است؛ و هر بشری خندان است؛ نتیجه این که هر انسانی خندان است. در این جا نتیجه (هر انسانی خندان است)، همان مقدمه دوم (هر بشری خندان است) می‌باشد.

مغالطه خارج قیاس :

نوعی مغالطه است که از متن قیاس مغالطی خارج و در عین حال موجب موجب بهت يا خجالت يا ارعاب مخاطب گردد.

موارد مغالطه خارج قیاس عبارت‌اند از:
تشنیع بر طرف؛ مانند این که گفته شود: مطلب دقیق‌تر است از این که امثال تو بفهمند: تو را چه رسد که در مقولات تصرف کنی.
تکذیب طرف؛ بدین گونه که هر چه بگوید، ‌گر چه از اولویانت هم باشد، انکار و تکذیب شود.
 تاویل گفته طرف به طوری که با این تاویل، کاذب به نظر برسد.
تعبیر به عبارت مغلقه و دشوار که موجب سرگردانی و تهیر طرف گردد.

تکثیر الفاظ بی‌معنا و کلمات نامربوط و تکریر بر جمله‌های مذکور که موجب پریشانی طرف شود به طوری که نتواند بر صدر و ذیل کلام احاطه یابد و اصل مقصود را ادراک نماید.
تضعیف مطالب طرف؛ از قبیل این که: مطالب تو کهنه و مندرس و در عین حال، خرافات و اوهام و خیالات… است.

مغالطات ابهام :

مغالطهٔ اشتراک لفظ: استفاده از واژه‌هایی که دارای دو یا چند معنا هستند، بدون قرینه‌ای که بر معنای مورد نظر، دلالت کند.

کژتابی یا ابهام ساختاری: به‌کارگیری جمله‌ای که می‌تواند به دو یا چند گونه بیان و فهمیده شود.

مغالطهٔ ابهام واژه: استفاده از واژه‌های مبهمی که قابلیت تفسیرهای گوناگون دارند.

اهمال سور: عدم ذکر سورِ قضیه و تلقی آن به‌عنوان قضیه‌ای کلی.

تعریف دوری: تعریف دو شیء یا لفظ مبهم به یک‌دیگر، درحالی‌که برای شناخت هریک نیازمند به شناخت دیگری باشیم.

مثال :

ابهام ضمایر :

کودک تا پدرش را دید لباسش را مرتب کرد. (لباس خود را یا لباس پدرش را؟)

او گفت این کتاب من است. (کتاب او یا کتاب گویندهٔ جمله؟)

 جابجایی نقطه یا ویرگول :

مثال معروف که حاکمی به عنوان دستور مجازات برای شخصی که امید می رفت مورد عفو و بخشش قرار گیرد، در نامه ای چنین نوشت:

عفو لازم نیست اعدامش کنید. با جابجایی نقطه پس از کلمه «عفو» و یا پس از« لازم نیست» معنای جمله تغییر می کند. مثال های دیگر جابجایی ویرگول:

اجناس دزدیده شده، توسط مأمورین، کشف شد.

او برای بازدیدی، پنج روزه، از اصفهان، به تهران آمد.

مشخص نبودن نقش دستوری کلمه :

من از راهنمایی شما پشیمانم. (شما: فاعل یا مفعول؟)

من تو را از برادرت بیشتر دوست دارم. (بیشتر از آن که برادرت تو را دوست دارد یا بیشتر از آن که من برادرت را دوست دارم؟)

مشخص نبودن تعلق صفت به مضاف یا به مضاف الیه :

جان دان، مورخ فلسفه یهودی است. (مورخ یهودی یا مورخ «فلسفهٔ یهودی»؟

شیشه عینک شکسته را برداشت. (شیشه شکسته یا عینک شکسته؟)

مشخص نبودن ممثل در مثال برای عبارت منفی :

من مثل تو زودباور نیستم. (تو زودباور هستی یا نیستی؟)

نمازت را آخر وقت نخوان مثل دیگران. (دیگران آخر وقت نماز می خوانند یا نمیخوانند؟)

مشخص نبودن عبارت محذوف و تقدیر آن :

میل دارید با ما غذا بخورید؟ نه میل ندارم (به غذا یا به هم غذایی با ما؟)

هندوانه ای مثل قند. (مثل قند شیرین یا مثل قند سفید؟!)

مغالطات نقل :

دروغ: عدم مطابقت خبر با واقعیت. 

توریه: بیان سخنی که معنای آن به‌ ظاهر درست است، اما آن‌چه مخاطب از آن درک می‌کند نادرست و دروغ است. کسى پول‌هايش را در جيبش بگذارد و اگر از او پول خواستند بگويد: کيف پولم را همراه نیاورده ام .

نقل قول ناقص: نقل گزینشیِ بخشی از سخنان دیگران بدون توجه به پیام اصلیِ او در مجموعهٔ سخنانش .

تحریف: کاستن و افزودن محتوای یک متن.

تفسیر به رأی یا تفسیر نادرست: تفسیر یک سخن مغایر با اغراض گوینده و موافق با اغراض شخص.

مغالطهٔ تأکید لفظی: تکیه و تأکید بر برخی از الفاظ یک قضیه و استنباط معانی‌ای که موردنظر گوینده نیست.

مغالطه‌های شکلی :

مغالطه‌های شکلی، به مغالطه‌هایی گفته می‌شود که در شکل بحث، می‌توان آن‌ها را دید، و نیازی به فهمیدن محتوای بحث برای پیدا کردن این نوع مغالطه‌ها نیست.  تمامی مغالطه‌های شکلی، نوع مشخصی از مغالطه‌های ناپیرو  (به فرانسوی : non sequitur) هستند.

فرشته ارشاد فرکار

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

3 + شانزده =