رابطه بین هنر و ریاضیات

رابطه بین هنر و ریاضیات

رابطه دیرین هنر و ریاضی

انواع هنر همچون ابزار قدرتمندي هستند که مي توانند به رو يا رو شدن با دشواري هاي رياضي به بهترين شکل ممکن کمک کنند.

نقش آموزشي هنر نه تنها در بهبود کيفيت فهم مساله بسيار حياتي و اساسي است  بلکه براي متحول کردن طرز تفکر به شيوه هاي گوناگون داراي قدرت و ظرافتي عظیم است.

در دوران رنسانس، نقاشان بزرگ، رياضي‌دان هم بودند. افرادی نظير آلبرتي، ديودر، ليوناردو داوينچي، رياضي‌داناني هنرمند يا هنرمنداني رياضي‌دان بودند.

دزارک معماري هنرمند بود و هندسه تصويري را بنيان نهاد. آلبرتي در سال ۱۴۳۵ ميلادي، اولين کتاب را درباره پرسپکتيو نوشت.

نقاشان و هنرمندان عمدتا براي جان دادن به تصاویر و القاي فضاي سه بعدي به آثار خود، به رياضيات روي آورند.

تصور و خیال

تصور و خيال ، يکي از سرچشمه هاي اصلي آفرينش‌هاي هنري است ، در رياضيات هم ، دست کم عنصرهاي زيبايي و هنر وجود دارد چرا که مايه ي اصلي کشف‌هاي رياضي ، همان تصور و خيال است.

تصور و خيال حتي در رياضيات هم لازم است. کشف حساب ديفرانسيل و انتگرال هم، بدون تصور و خيال، ممکن نبود.

تمامي عرصه ي رياضيات، سرشار از زيبايي و هنر است. زيبايي رياضيات را مي توان، در شيوه ي بيان موضوع، در طرز نوشتن ارائه ي آن، در استدلال هاي منطقي آن، در رابطه ي آن با زندگي و واقعيت، در سر گذشت پيدايش و تکامل آن و در خود موضوع رياضيات مشاهده کرد.

هندسه، به مفهوم عام آن، زمينه‌اي سر شار از زيبايي است.

مي گويند افلاطون، تقارن را مظهر و معيار زيبايي مي‌دانست و چون، گمان مي کرد تنها هندسه است که مي تواند رازهاي تقارن را برملا کند و از ويژگي هاي آن براي ما سخن بگويد،به هندسه عشق مي ورزيد و بر سر در آکادمي خود نوشته بود : « هر کس هندسه نمي داند وارد نشود.»

هنوز هم ، با آن که هنر کوبيسم بسياري از سنت ها را درهم شکست و زيبايي هاي خيره کننده ي نا متقارني را آفريد ، باز هم از قدر و قيمت تقارن چيزي نکاست ، و چه مردم عادي و چه صاحب نظران ، همچنان اوج زيبايي را در تقارن و تکرار مي بينند.

هنر تجلیگاه ریاضیات

ریاضیات و هنر دو علم جدایی ناپذیرند . جدا از اینکه ریاضیات به عنوان مادر همه علوم می تواند در هر جایی توجیح قوانین را برعهده گیرد ، در هنر جلوه­‌ای دیگر دارد بطوریکه عده زیادی از ریاضیدانان بزرگ قرن ریاضی را هنر،هنرمند عالم می دانند نه هنر را ریاضی .

هنر جلوه یا تجلیگاه زیبایی هاست.هنر هر چیزی است که احساس را نوازش می دهد.

آیا یک ساختار ریاضی این خصوصیت را دارد ؟ ریاضی مجموعه‌­ا‌‌ی از مفاهیم اولیه است که تحت اصول خاصی با یکدیگر ارتباط دارند.

زیبایی و هنر ریاضی

بسیاری از افراد ریاضیات را دانش دشوار و دست نیافتنی می دانند و به همین مناسبت ، ریاضیدان و معلم ریاضی را فردی خشک و خشن ، عصبانی ، بی احساس و بی عاطفه می پندارند و از اینکه می بینند کسی که رشته اش ریاضیات است اهل ذوق و هنر و شعر و موسیقی باشد و از آن لذت ببرد ، متحیر می شوند .

آیا می توان گفت هنر و ریاضیات متضاد و دور از هم و ناسازگارند ؟

ریاضیات در زندگی به چه دردی می خورد ؟ آیا علاقه به ریاضیات و تخصص داشتن در آن به معنای بی ذوقی و دور بودن از زندگی است ؟

هنر تعریف ریاضی باید جامع و مانع باشد هم چنانکه در یک نثر نیز این دو مورد باید رعایت شود همانطور که آوردن مطالب اضافی در نثر از زیبایی آن می کاهد در ریاضیات نیز مطالب اضافه ایجاد مشکل می­کند.

همانطور که در ریاضی مطالب با هم سازگارند در شعر نیز سازگاری از ارکان زیبایی به شمار می رود .هنر و ریاضیات همانند یکدیگرند . زیرا در هر دو تقارن ، تناظر و تطابق وجود دارد.

به نظر من یکی از زیباترین و شیرین ترین درسهای دوران تحصیل تا انتها درس ریاضی می باشد.

ارتباط بین ریاضیات و سایر علوم

به تقریب همه دانش­‌ها به طور کم و بیش از ریاضیات استفاده می کنند . قانون‌های دانش­‌های پایه ، مکانیک، نجوم ، فیزیک و تا اندازه زیادی شیمی به طور معمولی به وسیله فرمول بیان می شود و نظریه‌های آنها زمانی پیشرفت می کند که از دستگاه‌های ریاضی به طور گسترده­‌ای استفاده شود.

بدون ریاضیات پیشرفت این دانش­‌ها ، ممکن نیست علاوه بر این ریاضیات در هنر نقش اساسی دارد .

وقتی رابطه بین ریاضیات و هنر ، ریاضیات و موسیقی ، ریاضیات و سرگرمی و تفریح ، ریاضیات و فرهنگ ، ریاضیات و علوم دیگر و بسیار روابط دوطرفه­‌ی دیگر از لابه­‌لای متون تاریخی ریاضی استخراج شده و مورد مطالعه قرار می گیرد ، ابزاری مناسب برای ایجاد انگیزه جهت فراگیری و پیشرفت در فرایند امر یاددهی حاصل می شود.

نتیجه

آنچه ریاضی را از بقیه علوم جدا می کند منطق ریاضی است شاید به همین علت بوده که علمای قدیم به همان اندازه در ریاضی کار می کردند که در علوم دیگر .

ریاضیات بازتابی از طبیعت و جهان اطراف ماست،زیبا و فهمیدنی است.

وقتی زیاضیات را به عنوان یک فعالیت بشری قلمداد کنیم ، آموزش آن نیز لزوماً آموزشی فعال خواهد بود که طی آن محصلین با راهنمایی معلمین خود به تجربه و فعالیتهای فردی یا گروهی مشغول بوده و تلاش می کنند تا ضمن فعالیتهای ریاضی به کشف مفاهیم ، زیبایی بین روابط آن ، که توسط معلم طرح ریزی می شوند نایل شوند.

ریاضیات را بایستی با عشق و علاقه ، و بر صبر و حوصله و نیز اطلاعات کافی آموخت .

به عنوان سخن آخر و اصل مطلب تنها می گویم : « ریاضی یعنی هنر و هنر معنای ریاضی است. »

هاله علیپور

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

پانزده − 11 =