سکولاریسم و پیشینه آن-اصول سکولاریسم و رابطه ی آن با اسلام

سکولاریسم به معنی دنیا پرستی ، جدا شدن دین از دنیا ، تقدس زدایی ، مخالفت با شرعیات و مطالب دینی است .
سکولاریسم طرفدار و مروّج حذف یا بی اعتنایی و به حاشیه راندن نقش دین در ساحت‌های مختلف حیات انسانی از قبیل سیاست، حکومت، علم، عقلانیّت، اخلاق و. . . است.
این دیدگاه معتقد است که آموزش و پرورش، اقتصاد، سیاست و… باید بر علم مبتنی باشد نه مذهب . سکولاریسم یکی از مؤلّفه‌های مدرنیته غربی محسوب می‌شود .
سکولاریسم

عوامل و پیشینه ایجاد سکولاریسم :

۱)عامل دینى _مسیحیّت

 تأکید انجیل و مفسّران آن بر جدایى دین و دنیا و از جمله سیاست و نیز خالى بودن انجیل و تعالیم کلیسا از برنامه ها و قوانین مورد نیاز اجتماع، از مهم ترین عوامل زمینه ساز سکولاریسم در غرب به شمار مى رود.

۲)عامل رفتارى_عملکرد کلیسا

نباید نقش عملکردهاى کلیسا را در تغییر نگرش غرب به دین نادیده گرفت. مى توان گفت پاره اى از عملکردهاى نامطلوب کلیسا، در فاصله گرفتن مردم از دین و فراهم شدن بستر مناسب براى پیروزى علم گرایان و روشن فکران تأثیر بسزایى داشت. کلیسا از جهت اخلاقى، اقتصادى و فرهنگى رفتارهاى ناشایستى از خود بروز داد .

۳)عامل فکرى

شکسته شدن منزلت معرفتى مسیحیت به واسطه ى آموزه هاى تحریف شده، موجب رو آوردن دانشمندان از مسیحیّت به علم و عقل گردید . روشن شدن بطلان برخى تعالیم مسیحیت (مانند زمین مرکزى) و وجود پاره اى از آموزه هاى خردستیز در انجیل (مانند تثلیث) و ظهور اندیشه هاى نو در مسیحیّت، بسترى را فراهم کرده بود که اعتبار تعالیم مسیحیّت را از بین مى برد و آنچه به معیار علم و عقل درنمى آمد کنار نهاده مى شد و امور علمى و عقلى اعتبار مى یافت.

۴)عامل اجتماعى

رشد صنعت و فن آورى و تحوّل در شیوه هاى زندگى فردى و اجتماعى و رو آوردن به زندگى شهرى، روحیه ى علم گرایى مردم در امور دنیوى را تقویت کرده و چنان شده بود که همگان حل مشکلات را از علم توقّع داشتند.

نتیجه:

نتیجه اینکه  بى اعتبارى مسیحیت و مخالفت آن با دستاوردهاى علمى و رشد صنعت و تکنولوژى، هم زمان با رشد علم گرایى، موجب گردید تا مردم تصوّر کنند که دین با علم مخالف است و تعالیم دینى مانعى بر سر راه صنعت و تکنولوژى است; حال آن که حقّانیّت تعالیم اسلام و برنامه هاى زندگى ساز آن و منزلت والاى علم در اسلام موجب شد که اسلام، عامل پیشرفت هاى علمى و صنعتى و عقلانیّت به شمار آید و سستى مسلمانان علت انحطاط جوامع مسلمین معرفى شود.

انواع سکولاریسم :

۱)سکولاریسم آشکار

شامل باور هایی است که به وضوح ابعاد غیر مادی جهان هستی را انکار میکند . و در عملکرد و رفتار خود اثری از دین وجود ندارد .

۲)سکولاریسم پنهان

شامل باور هایی است که ابعاد معنوی هستی را نفی نمیکنند بلکه قسمتی از ابعاد معنوی و دنیوی را در خدمت نظام دنیوی و این جهانی قرار میدهند و از توجه یا عمل به بخش های دیگر سرباز میزنند . (استفاده ابزاری از دین)

اصول سکولاریسم :

۱)توجه به علم و عقلانیت

اهمیت و توجه بر علم و عقل پس از رنسانس سبب شد که همه امور تنها از زاویه علم تحلیل شود . عقلانیت رنسانس ، دین و اعتقاد دینی را به طور مطلق مخالف عقلانیت دانسته و باطل اعلام کرد .

۲)جدایی دین از حکومت

به اعتقاد سکولاریسم ، رسالت دین ، رستگاری روح بشر و تامین سعادت اخروی اوست. بنابراین دین نباید مبنای فعالیت های اجتماعی واقع شود .از این رو همواره از حکومت غیر دینی دفاع میکند .

۳)حاکمیت مردم به جای حاکمیت الهی

پس از چند قرن حکومت آباء کلیسا و مشاهده تضاد و تعارض در این شکل حکومت ، سکولار ها بر بی نیازی انسان از حکومت الهی حکم کردند. در ادامه قداست زدایی از فعالیت دولت و حاکمان ، توجه به آزادی اجتماعی و حقوق اصیل افراد ، ناسازگاری دین با جامعه مدنی ، مبتنی کردن نظام حقوقی جامعه بر حقوق طبیعی و نه حقوق دینی از سایر اصول سکولاریسم است .

اسلام و سکولاریسم :

تعریف و کاربرد سکولاریسم ، مخصوصا جایگاه دین در جامعه، در میان کشورهای مسلمان و کشورهای غربی متفاوت است. اغلب از سکولاریسم برای توصیف جدایی زندگانی عمومی و امور مدنی/دولتی از آموزه ها یا فرامین دینی، یا به طور ساده جدایی دین از سیاست استفاده میشود . مثل کشور های آمریکا و اروپا و فرانسه و…
اما در کشور های مسلمان سکولاریسم نقطه مقابل اسلام گرایی است به همین دلیل سکولاریسم را باطل و غلط میدانند . مثل کشور های ایران و عربستان و عراق و… و همچنین پیامبر اسلام در مورد سکولاریسم هشدار میدهد : اسلام را پاره پاره میکنند ، چون بخشی از آن جدا شود مردم به دیگر پاره چنگ میزنند . آنچه از همه زود تر از اسلام جدا میشود حکومت استت و آخرینش نماز .
مطالعه بیشتر کشور های سکولار: fa.wikipedia.org/wiki/دولت_سکولار