دروغ ، آشنایی که همه انکار میکنند

دروغ ، آشنایی که همه انکار میکنند

در این مطلب نخست به چیستی دروغ میپردازیم و بعد به این که چرا دروغ میگوییم و در آخر نشانه هایی را برایتان از دروغگوها خواهیم گفت

دروغ ، سخن بر خلاف حقیقت است و دروغ گو کسی است که بر خلاف حقیقت ، خبری می دهد

کم را بیش گفتن یا بیش را کم گفتن ، دروغ است و گوینده اش دروغ گو می باشد ، چنان که بود را نبود و یا نبود را بود خبر دادن دروغ گویی می باشد و نیز بد را خوب و خوب را بد یا کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک خواندن ، دروغ خواهد بود

چرا دروغ می­گوییم؟

دروغ می‌گوییم تا خودمان را خوب جلوه دهیم

تقریبا همه انسان‌ها دوست دارند «خوب» به نظر برسند. در واقع انسان‌ها ذاتاً دوست دارند مقبول همه باشند، برای همین است که در بسیاری از مواقع به جای راست گفتن، دروغ‌های مهربانانه‌ای به دیگران می‌گوییم تا آنها حس خوبی داشته باشند یا حداقل دچار حس بدی نشوند.

به خودمان دروغ می­ گوییم!

تقریباً همه ما در طول زندگی‌مان تئوری‌های منفی می‌سازیم که در واقع بر اثر یک دروغ، یا یک ایده نادرست یا بر اساس یک پنهانکاری شکل گرفته‌اند اما آرام‌آرام این تئوری‌های منفی و نادرست را به عنوان واقعیت و حقیقت معتبر باور می‌کنیم. برای مثال هر بار که رژیم غذایی می‌گیریم پس از مدتی احساس می‌کنیم که مشکل داریم و نمی‌توانیم رژیم غذایی را ادامه دهیم، آرام‌آرام به خودمان می‌گوییم که نمی‌توانیم رژیم بگیریم، آرام‌آرام هم این باور را قبول می‌کنیم و حتی به این یقین می‌رسیم که پزشکان رژیم غذایی را برای ما ممنوع کرده‌اند یا اینکه در درس ریاضی موفق نیستیم و در نهایت به این باور می‌رسیم که ضعف ما ریشه ژنتیک دارد و باور می‌کنیم که تقصیری در این مورد نداریم اما این واقعیت نیست. اینها تنها بهانه‌هایی است که ضعف‌های خود را بپوشانیم و تنها دروغ‌هایی است که در مورد خودمان به خودمان می‌گوییم. این دروغ‌ها ما را ضعیف، پنهانکار، محافظه‌کار و ترسو می‌کند و مانع از تغییر و تحول و رشد و پیشرفت در زندگی ما می‌شود

عزت نفس پایین

خیلی از ما می‌ترسیم که افکار و عقاید واقعی‌مان را بیان کنیم، چرا؟ به این دلیل ساده که از واکنش‌‌ها و برخوردهای دیگران می‌ترسیم. برای مثال خواستگار شما، شما را به شام دعوت می‌کند که همراه او به یک رستوران چینی بروید که انتخاب اوست، اما مسئله این است که شما اصلا غذاهای چینی دوست ندارید ولی از او پنهان می‌کنید و تظاهر می‌کنید که همه چیز خوب است. مشکل اینجاست که اگر رابطه‌تان با او پیشرفت کند و حتی اگر با او ازدواج کنید هم دیگر بسیاری از چیزهایی را که دوست ندارید را می‌پذیرید و در مقابل آنها واکنش نشان نمی‌دهید فقط به این دلیل ساده که از این می‌ترسید که او از شما ناراحت شود. اگر از همان اول به او بگویید که غذاهای چینی دوست ندارید یک رابطه مناسب را با او شروع کرده‌اید که در آن نیازی به دروغ گفتن و نقش بازی کردن نیست

ایجاد راز هایی مختص به خود

خیلی از انسان‌ها در مقطعی از زندگی خود دروغ‌های بزرگی گفته‌اند که به «راز» آنها بدل شده است و اینگونه رازها آرام‌آرام آنها را از درون می‌خورد، اما خب همیشه از فاش کردن این رازها و گفتن حقیقت می‌ترسند. این افراد با دروغ‌شان زندگی می‌کنند و سعی می‌کنند خودشان را متقاعد کنند که این دروغ‌ها مسئله مهمی نیستند و باید آنها را فراموش کنند.

فرض کنید شما با یکی از دوستان‌ خودتان شریک هستید، در یک معامله شما سود بیشتری برای خودتان برمی‌دارید و واقعیت را به دوست‌تان نمی‌گویید، سعی می‌کنید همه چیز مثل قبل باشد اما آیا این امکان‌پذیر است؟

شاید فکر کنید وقتی کس دیگری راز شما را نداند مشکلی نخواهید داشت اما این واقعیت نیست شما دیگر نمی‌توانید رابطه قبلی‌تان را با دوست‌تان و شریک‌تان داشته باشید. احساس عذاب‌وجدان و گناهکاری خواهید داشت و این حس بد، روی رابطه شما سایه خواهد انداخت. شاید سعی کنید تظاهر کرده و وانمود کنید که همه چیز خوب است اما دیر یا زود سایه شک و تردید و احساس درونی شما خودش را نشان خواهد داد. این را بدانید که هر انسانی وقتی رازی را پنهان کند و احساس عذاب‌وجدان داشته باشد زندگی خوبی نخواهد داشت.

و اما نشانه هایی که دروغ ها را در حین صحبت لو میدهد

لکنت زبان

بسیاری از دروغگوها معمولا با لکنت یا حس دودلی حرف می‌زنند زیرا مدام در تلاش هستند یک داستان خوب برای شما بسازند که باورشان کنید. البته که این کار بسیار سختی است ک یک نفر تفکراتش را در مورد موضوعی دروغین متمرکز کند و کلامی بگوید که شما واقعا باورش کنید

پاسخ های بی ربط

دروغگوها سعی می‌کنند اطلاعاتی به شما بدهند که اصلا از ایشان نخواسته اید. دکتر فیل معتقد است این بدان دلیل است که فرد دروغگو تلاش می‌کند در پس این اطلاعات بیش از حد خود از چیزی دفاع یا چیزی را پنهان کند.

پاسخ های بلند

دروغگوها معمولا با اختصار میانه‌ای ندارند! مثلا در بحث به جای اینگه بگویند : “من نرفتم” می‌گویند : “من اصلا به آنجا نرفته‌ام”

جملات تاکیدی

وقتی یک نفر از برخی جملات غلوآمیز و زیادی تاکیدی استفاده می‌کند باید به راستگویی‌اش شک کنید. مثلا یک نفر به شما می‌گوید: من کاملا و به طور صد درصدی با تو صادق هستم یا مثلا می‌گوید: فقط از حقیقت با من بگو!

تظاهر به نشنیدن حرف شما می‌کنند

فرد دروغگو پرسش اتی را که به نفعش نیست معمولاً نمی شنود ”چی“؟ آیا او واقعاً در عرض ۱۰ ثانیه راه گوشش مسدود می شود؟ او زمانی که از شما خواهش می کند تا پرسش خود را مجدداً تکرار کنید، در واقع احتیاج به زمان دارد تا به گفته های کذبش، شاخ و برگ بدهد و در مدت زمانی که شما پرسش خود را دوباره تکرار می کنید او فرصت کافی را به دست می آورد .

آن‌‌‌‌ها کلمات و عبارات را تکرار می‌کنند.

دروغگوها می‌‌کوشند دروغ را در ذهن‌شان معتبر و روا سازند.” مثلا ممکن است بارها و بارها بگوید: “من انجام ندادم….. من انجام ندادم….. .”

تکرار هم‌چنین راهی برای خریدن زمان برای خودشان است تا بکوشند فکرشان را جمع و جور کنند.

تکنیک مهم برای شناختن دروغ

هروقت احساس کردید یک نفر بدجوری دروغ می‌گوید سریعا بحث را تغییر دهید و به موضوع دیگری بپردازید. اگر دیدید فرد مخاطب تان به راحتی تغییر بحث را پذیرفت و شروع کرد در باب آن موضوع جدید به راحتی سخن گفتن حتما به صداقتش شک کنید زیرا در این جور مواقع آدم‌های صادق که حرف راستی برای شما می‌زدند گیج می‌شوند و رشته افکارشان پاره می‌شود..

برچسب :
حامد دانش فراز

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

3 − دو =