ترس را بشناسید تا منطقی تر بترسید

ترس را بشناسید تا منطقی تر بترسید

تا چه حد از ترس هایتان آگاهید؟

یکی از راه مهم خلاصی از ترس شناختن کافی آن است ، در  این مطلب به چند سوال مهم که شاید ذهن شما را حداقل یک بار مشغول کرده است  پاسخ میدهم تا شاید با بالا رفت اطلاعاتتان راجع به ترس* و انواع آن بتوانید برای خودتان مفید واقع شوید و کمی از تنش ترس* هایتان را کاهش دهید

از خودتان راجع به  ترس هایتان بپرسید

وقتی می خواهیم ترس را بررسی کنیم ابتدا لازم است که بشناسیم تهدید مورد نظر چیست یعنی چه ماهیتی دارد . و بعد زمان تهدید مشخص شود یعنی این تهدید مال گذشته است که در حال ممتد می شود و یا متعلق به حال است یا ترس از انتظاری از وقوع اتفاقی خاص که قرار است در آینده رخ دهد

برای اینکه بتوانیم از ترس به عنوان یک احساس استفاده کنیم نیاز داریم بدانیم که این تهدید چقدر ریشه در باور منطقی و یا غیرمنطقی ما دارد.

ترسهایی که ریشه در باورهای منطقی ما دارند درواقع مناسب هستند

چون ترس گاهی اوقات باعث بقای ما می شود و ما می توانیم از انرژی ترس* استفاده کنیم و به کنترل موقعیت نامطلوب یا فرار از آن یا چگونگی مهارت غلبه مندی آن موقعیت بر خودمان فائق بیاییم . نمی توان گفت ترسیدن احساس نامطلوبی است منتها به شرطی که فکری منطقی متناسب با اتفاقی رایج باشد

انسان ها چه واکنش هایی به ترس نشان میدهند

ما در مقابل ترسها ممکن است واکنش جنگ یا فرار را انتخاب کنیم یعنی اینکه وقتی یک عامل ترسناک بر ما حادث می شود یا می مانیم و می جنگیم و یا پا به فرار می گذاریم و یا اینکه منجمد می شویم و نگاه می کنیم که دو تای اول به بقای ما کمک می کند.

ترس از نگاه شناخت گرایان

وقتی ترس را بررسی می کنیم می بایست روند شناختی آن ترس* را مورد تحلیل قرار دهیم اینکه اگر می ترسم که آسیبی بر داشته من وارد شود، از چه منطقی نشات گرفته است و نتیجه نشان می دهد که این ترس مناسب است و به من کمک می کند که بتوانم بر واقعیت نامطلوب غلبه کنم؟ یا از آن اجتناب کنم چرا که غیر منطقی است؟ در این شرایط نیاز به وجود روانشناس و یا رواندرمان است.

ترس از نگاه رفتار گرایان

از نگاه رفتار درمانی آن طور که واتسن به عنوان رفتاردرمانگر توضیح می دهد ترس نوعی از شرطی شدگی در برابر محرک ناخوشایند و دردناک است. در این رابطه آزمایشی انجام شد و طی آن یک بچه کوچک را در مقابل یک خرگوش گذاشتند که بچه با خرگوش بازی می کرد. بعدها وقتی خرگوش را جلوی بچه می گذاشتند که به آن دست بزند با یک ضربه محکم به ظرف فلزی بزرگ صدای مهیب ایجاد می کردند و بچه از آن صدا دچار شوک می شد و گریه می کرد بعد از چندین بار شرطی شدگی در این کودک ایجاد شد هر بار که خرگوش را کنار بچه می گذاشتند بدون اینکه صدایی ایجاد شود بچه دچار ترس می شد و گریه می کرد.

بنابراین بچه در برابر با خرگوش و تکرار محرک غیرشرطی صدای بلند نسبت به خرگوش شرطی شده بود و با دیدن خرگوش دچار ترس می شد.

خیلی از ترسهای ما همین گونه است یعنی ریشه اش محرک دیگری است که ما نسبت به آن عامل ترسناک شرطی شدیم و واکنش نشان می دهیم

ترس از نگاه روانکاوان

از نگاه روانکاوی که نگاه همیشه دقیق تری است ترسها به نوعی ناخوداگاه، یادآور احساس تهدیدشدگی دردوران کودکی هستند. بنابراین ازمنظر روانکاوی، ترس ناخوداگاه ما را به سمت احساس تهدیدشدگی در زمان کودکی را در ما تکرار می کند 

تفاوت ترس و اضطراب

باید بین ترس و اضطراب تمایز قائل شویم وقتی از اضطراب صحبت می کنیم یعنی ترس ناشناخته؛ ترسی که در ناخوداگاه ما سرکوب شده و علت را نمی دانیم نهایتا تنها احساس ناخوشایندش را در سطح خوداگاه به صورت روانی و عاطفی و جسمی تجربه می کنیم. پس اضطراب ترس ناشناخته است و ترسی که ریشه اصلی آن به فکر وابسته است و در سطح ناخوداگاه سرکوب شده و فقط احساس حاصل از آن سرکوبی را ما در سطح خودآگاه در سطح جسمی مانند دل درد، سستی زانو ، سندرم روده تحریک پذیر تجربه می کنیم. علایم عاطفی آن مانند ترس و لرز حاصل از اضطراب بدون اینکه بدانیم چیست؛ حالت های روانی بدون اینکه بدانیم ریشه اش از چیست مثل کناره گیری یا تهاجم از دیگر نشانه های آن است ولی ترس* کاملا بر عکس اضطراب است یعنی منبعی عینی و واقعی دارد که مشخص است

زیر بنای تمام ترس ها در انسان چیست؟

زیر تمام ترسهای ما ترس* از مرگ وجود دارد. هراس از مرگ به طور زیستی در انسان هست و نیرویی است که به بقای ما ختم می شود البته این هراس بیشتر در ناخوداگاه ما وجود دارد یعنی ما خیلی به مرگ آگاه نیستیم گرچه آگاهی به مرگ باعث کامل تر زندگی کردن انسان می شود. کمتر انسانی را می بینیم که به مرگ اگاه باشد بنابراین هراس از مرگ در انسان باعث می شود که تلاش می کنیم تا تا زنده بمانیم. بنابراین ترس* از شیء، ترس از موقعیت، ترس* از کنار گذاشته شدن رابطه، ترس از دشمن همه اینها آخرش مردن است؛ بنابراین در وجود همه ترسها هراس از مرگ وجود دارد.

با خواندن این مطلب حتما متوجه شدید که ترس* یک تفکر غیر منطقیست پس ترس شما از کنکور هم حاصل تفکری غیر منطقی در ذهن شماست با فرازدانش حتما میتوانید با تفکر های غیر منطقیتان آشنا شوید  و آن ها را تغییر دهید تا  بتوانید  ترس از کنکور را از لیست ترس* هایتان خط بزنید

حامد دانش فراز (روانشناس بالینی)

حامد دانش فراز

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

1 + هشت =