آینده بشر با رایانه ها

آینده بشر با رایانه ها

در سال های اخیر شاهد پیشرفت های زیادی در زمینه علوم رایانه ای بوده ایم اما این هنوز اول راه است. بزودی رباط ها و نرم افزار ها سرنوشت انسان ها و جوامع بشری را رقم خواهند زد.این رایانه ها بسته به نوع کاربرد و محل کاربرد، دارای امکانات جالبی خواهند بود.

خواهیم توانست واکنشهای خاصی را در آنها ایجاد کنیم که نام آنها را احساساتی مثل ترسیدن، غم خوردن، شادشدن، عصبانی شدن، دوست داشتن خواهیم گذاشت.

آنها دارای حس گرهایی از جمله حواس پنجگانه ی انسان می شوند که این حواس گاهیی از حواس انسان بسیار قوی تر هستند. برخی از آنها قدرت ساخت رایانه های دیگر را به مراتب بهتر از خود انسان یا بهتر از رباط های امروزی خواهند داشت و تولیدمثل یا تولید برتر از مثل خودرا نیز خواهند کرد. برخی از آنها توسط صاحبانشان، قابلیت تربیت و رشد خواهند داشت و برآنها صفاتی مثل طفولیت،بلوغ،میانسالی و کهنسالی نسبت داده می شود.

مدل شبکه اینترنت با امروز متفاوت خواهد بود و رایانه ها در هر لحظه به واسطه ی یک سیستم مرکزی،دائما مرتبط خواهند بود. مشکل امکان سرپیچی رایانه ها در آن زمان نیز وجود خواهد داشت اما نه به اندازه ای که امروزه در داستانها و فیلم نامه توصیف میشود یا نه به اندازه ایکه ویروسها امروزه مزاحم رایانه ها هستند.

و اما مشکلات فردی:

بخاطر خدمات رایانه ها، انسان ها دچار تنبلی ذهن و جسم خواهند شد که افسردگی را نیز در پی خواهد داشت. خود رایانه های زمینی نیز بخاطر مواجهه با رفتار های بیمار گونه و غیرقابل پیش بینی نوع بشر، دچار افسردگی رایانه ای خواهند شد لذا یک شاخه ی علمی روانشناسی جدید بنام الکتروروانشناسی قوت خواهد گرفت و به انسان کمک زیادی خواهد کرد.

 البته شاخه های علمی دیگری نیز تاسیس خواهند شد و مدل رایانه هارا به این جهت سوق خواهند داد کهه به جای آنکه خدمتگذار محض انسان ها باشند، انسان ها را به تکاپو و چالش وادارند و آنها نیز سهم روز افزونی در تربیت اجتماعی و اخلاقی خود انسان ها بر عهده داشته باشند.

 بنابراین نسل جدید رایانه ها تا حدودی منعکس کننده ی سریع عواقب اشتباهات انسان به خود انسان خواهند بود. آن ها مثل یک مربی خواهند بود لذا نام الکترومربی جایگزین رایانه خواهند شد. الکترومربیان مثل رایانه های قبل از خود،رفتار انسان را زیر نظر خواهندداشت اما از ارتباط عاطفی با انسان اجتناب خواهند کرد.

رایانه ها در اینده چگونه خواهند بود

برای  درک  بهتر پیشرفت ها،خودمان باهم به زمان آینده سفر می کنیم:

اکنون سال های نسبتا طولانی از پیدایش الکترومربی می گذرد اما دستاوردهای علمی بشر و پیشرفت های او نسبت به گذشته، از شتاب کمتری برخوردارند. گویی که تولید علم به اشباع نزدیک می شود. انسان در حسرت دست یابی به مکان های دوردست یا در حسرت ساخت دستگاهی با قدرت پیش بینی آینده یا در حسرت دسترسی به غیر ماده و نامرئی کردن اجسام به صورت علمی و کاربرد آن به سر می برد.

در گوشه ای از زمین، یک گروه تحقیقاتی بزرگ با پیشرفته ترین، گران ترین و پیچیده ترین تجهیزات زمان خود، سرگرم توملید امواجی با فرکانس های متفاوت با آنچه که تا آن زمان بطور متداول از آن ها استفاده می شد هستند.

یکی از آزمایشات آن ها استفاده از یک مولکول آب، محبوس درون یک محفظه ی ریز از جنس کریستال بخصوص و آن هم محصور توسط چند فرستنده- گیرنده ی امواج می باشد. آزمایشات با حدس و گمان و حتی با تردید و ترس شروع شده است.

در یکی از همان روز های اول آزمایشات:

 یک نفر از دانشمندان، به بهانه ای، شب را تنها در آزمایشگاه می ماند. او مولکول آب را از محفظه خارج می کند و بجای آن، به کمک الکترومربی، یک اتم از یکی از عناصر تشکیل دهنده ی سطح خورشید را قرار می دهد. صبر می کند تا نیمه شب فرا برسد.

درست زمانیکه خورشید در وسط آسمان در نقطه ی مقابل شب، یعنی در طرف روز قرار می گیرد و امواج ساطع شده ی رسیده از خورشید به محل آزمایشگاه به حداقل می رسد، او آزمایش خودرا شروع می کند.

نخست آن اتم را بوسیله ی طول موج بخصوصی به عنوان موج حامل، تحت تابش قرار می دهد.

سپس یک پالس ساده با فرکانسی دیگر، سوار بر موج حامل، به آن اتم وارد می کند.او قصد دیگری دارد لذا شروع به تغییر تدریجی موج حامل می کند و ناگهان اتم، یک پالس،  سوار بر این موج،از خود ساطع می کند. وی از الکترو مربی تقاضای اعلام نظر می کند. الکترومربی اظهار بی اطلاعی کرده و فقط حدس می زند که یک بازتاب بوده است مثل بازتاب صوت از مانع مقابل مثل کوه.

تپ یا پالس در فیزیک، یک اختلال تنها است که از طریق یک رسانه از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت می‌کند.

این سوال پیش آمد که چرا با تغییر فرکانس موج حامل، این بازتاب اتفاق افتاده است؟

لذا دانشمند،دو پالس با دو فرکانس متفاوت به آن وارد کرد. نخست پالس بلند و سپس پالس کوتاه . مجدداً شروع به تغییر تدریجی فرکانس موج حامل کرد. با کمال تعجب، اتم اول پالس کوتاه و سپس پالس بلند را باز می تاباند. دانشمند تعجب می کند چرا اول پالس بلند و سپس کوتاه، باز نتابید؟ با هیجان زیاد یک سری پالس دیجیتالی با فرکانس های متفاوت را به صورت سری و موازی به اتم داد و آزمایش را به کمک الکترومربی تکرار کرد. اتم، بترتیبِ معکوس، آخرین پالس های تابیده شده را اول باز می تاباند و اولین پالس هارا تا پایان پالس های تابیده شده ، بعدا باز می تاباند. وی فرکانس های دیجیتالی تابیده شده را به آنالوگ تبدیل می کند و همان نتیجه را می گیرد. بدین ترتیب او به کشف حافظه ای جدید نائل شده بود.

بیشتر مطالعه کنیم:تاریخچه فیزیک

مریم میرجوادزاده

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

19 − سه =