فقر از دیدگاه جامعه شناختی

فقر از دیدگاه جامعه شناختی

فقر : به معنای وضعیتی است که فرد فاقد میزان معینی دارایی‌ است .


سازمان ملل متحد در توصیف فقر چنین بیان داشته است که «فقر در شکل‌های مختلف از قبیل کمبود درآمد برای معیشت پایدار، گرسنگی و سوء تغذیه، بیماری و مرگ‌ ومیر ناشی از آن، بی‌خانمانی، ناامنی، محرومیت و تبعیض اجتماعی نمود پیدا می‌کند. این پدیده همچنین خود را به شکل عدم توانایی برای مشارکت در فرایندهای تصمیم‌ گیری در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و مدنی نشان می‌دهد .


از نظر بانک جهانی نیز «فقر، محرومیت از رفاه است». این نهاد این کلمه را چنین تعریف می‌کند: « گرسنگی، نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بی‌سواد بودن و مدرسه نرفتن است.» بانک جهانی همچنین تأکید می‌کند برای فقرا در ضعف و تنگدستی زیستن چیزی فراتر از اینهاست. چراکه فقرا اغلب بسیار آسیب‌ پذیرند و در معرض انواع خطرات و بی‌عدالتی‌ها قرار دارند که خارج از اراده آنهاست. آنها همچنین از سوی نهادهای دولتی و اجتماعی و حتی جامعه به‌ شدت مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و از این طریق صدا و قدرت خود را در این نهادها از دست می‌دهند

ریشه لغت فقر

لغت (Pauvre)(Poverty) فقر، از ریشه لاتین Pauper می‌آید که با Paucus و یونانی Pénes (فقیر) و Pénia (فقر) قرابت داشته و با Penia (گرسنه) هم خانواده و با واژه Ponos (درد) و واژه Poiné (مکافات، مجازات) نیز هم خانواده است ولی خویشی دورتری دارد؛ بنابراین «فقر» را در یونانی با واژه aporia (راه به جایی نداشتن) تعریف می‌کنند.

عوامل فقر

این عوامل را به « عامل حقیقی»، « عوامل مصنوعی» و « عوامل طبیعی» تقسیم کرده اند :


عامل حقیقی آن را در کشورهای مختلف، کمبود منابع و امکانات اقتصادی این کشور ها به تناسب نفوس آنها، میدانند. نقش این عامل باالتدریج تضعیف میگردد زیرابا تسلط تدریجی انسان بر طبیعت که در نتیجه دسترسی انسان به علوم و تکنالوژی معاصر ممکن گردیده و ارتقا می یابد .جوامع بشری قادر گردیده اند منابع و امکانات موجود اقتصادی خویش راانکشاف داده و یا استفاده بهتر از آن بنمایند.


عوامل مصنوعی در کشور ها را، میتوان به عوامل داخلی و عوامل خارجی تفکیک نمود :


     اولی : شامل عدم فعالیت پلان شده ومتوازن اقتصادی، ضعف مدیریت اقتصادی وشیوع فساد درآن، سطح نازل تعلیم وتربیت ،عدم توانایی استفاده از تکنولوژی پیشرفته و کامپیوتر، فقدان نهاد های پیشرفته اجتماعی، تسلط ایدیولوژی های فرتوت سنن قرون وسطایی، وجود تبعیض های تباری وجنسی، وقوع جنگ های داخلی وتسلط نظامهای دیکتاتوری میباشند .


   دومی : شامل مداخلات غیر مشروع استعماری و نو استعماری میگردد که بوسیله کشورهای ثروتمند جهت اختلال نظم اقتصادی کشورهای فقیر، به غرض بدست آوردن سود هرچه بیشتر و غارت منابع اقتصادی آنان، صورت میگیرد.


باید گفت که کشورهای پیشرفته سرمایه داری در ضمن آنکه دیروز با عملکرد خشن استعماری به غارت مستعمرات خویش پرداختند، با بیرون رفتن خویش از مراکزاستعمار زده ، کانون های تشنج دوامدار را در این مناطق نیز ایجاد نمودند که امروز با استفاده از آن توأم با استفادۀ نا جایز از قدرت مالی ، نظامی و تخصصی خود به غارت خویش از این کشور ها ـ به شیوه دیگر ـ ادامه میدهند. بنابرین در شرایط کنونی در اکثر موارد، عوامل مصنوعی داخلی فقیر نیز از عامل خارجی تاثیر می پذیرد، که میباید آنرا در نظر داشت.


عوامل طبیعی مانند وقوع زلزله ها ، سرازیر شدن سیلاب ها و آبخیزیها،فوران آتشفشان های ویرانگر، همچنان شیوع امراض و غیره بوده و تاثیرات مؤقت و گذرا دارند.

خط فقر

کسانی زیر خط فقر در نظر گرفته می‌شوند که قادر به فراهم نمودن نیازهای اساسی خود، خصوصاً اولین نیاز که سلامت جسم و تغذیهٔ مناسب است نباشند .

خط فقر یا آستانه فقر حداقل درآمدی است که برای زندگی در یک کشور خاص در نظر گرفته می‌شود.

پیشتر خط بین‌المللی فقر یک دلار آمریکا در نظر گرفته می‌شد. اما در سال ۲۰۰۸ بانک جهانی این رقم را ۱٫۲۵ دلار بر اساس برابری قدرت خرید سال ۲۰۰۵ تغییر داد .


گام اول در تشخیص فقیر از غیر فقیر معیاری است که بر اساس آن بتوان تعیین نمود چه کسی فقیر است و چه کسی فقیر نیست. این معیار در مطالعات خط فقر نامیده می‌شود.

مارتین راوالیون خط فقر را به صورت مخارجی که یک فرد در یک زمان و مکان معین برای دسترسی به یک سطح رفاه مرجع متحمل می‌شود، تعریف می‌کند. افرادی که به آن سطح رفاه دسترسی ندارند، فقیر و کسانی که به این سطح رفاه دسترسی دارند، غیر فقیر تلقی می‌شوند.


«سطح مرجع» یا «حد قابل قبول» در تعریف خط فقر منجر به ایجاد دو مفهوم فقر مطلق و فقر نسبی می‌شود. با توجه به اینکه این موضوع در مفهوم مطلق یا نسبی آن بررسی می‌شود، خط فقر نیز به دو روش مطلق و نسبی محاسبه می‌شود. انتخاب هر یک از این دو روش حائز اهمیت است، چرا که شاخص‌های فقر مبتنی بر هر یک، حساسیت‌های متفاوتی در مقابل تغییرات اقتصادی-اجتماعی از خود نشان می‌دهند.


فقر مطلق

به اینکه فرد به نیازهای ابتدایی زندگی دسترسی نداشته باشد، اشاره دارد. یعنی چیزهایی نظیر آب پاکیزه، تغذیه، خدمات بهداشتی، آموزش، پوشاک و سرپناه. امروزه تخمین زده می‌شود که حدود ۱٫۷ میلیارد نفر در جهان در فقرِ مطلق زندگی می‌کنند.


فقر نسبی

به نداشتنِ سطحی معمول یا اجتماع پذیر از منابع یا درآمد در مقایسه با سایر افراد آن جامعه یا کشور اشاره دارد. در اغلب زمان‌های تاریخ، از آنجا که شیوه‌های سنتی تولید برای تأمین استانداردهای یک زندگی راحت برای همهٔ جمعیت کافی نبودند فقر غالباً اجتناب‌ناپذیر در نظر گرفته می‌شد.

شاخص های فقر

مطالعه این موضوع نیازمند تعریف شاخص یا معیار برای سنجش فقر است. شاخص فقر می‌تواند صورتهای متفاوتی را ب‍پذیرد که از جملهٔ آن‌ها سه برداشت زیر می‌باشد:
⦁ مصرف یک سبد خاص از کالا
⦁ هزینهٔ کل
⦁ درآمد کل

فقر تنها شامل فقر اقتصادی و مالی نیست بلکه این کلمه به معنی فقدان چیزی است که میتواند فقر اجتماعی و فرهنگی و… را شامل شود که این ها خود عامل بسیار قوی بسیاری از انحرافات و مشکلات جامعه است .

مطالعه کشورهای فقیر جهان

پیامد های کلی فقر در جامعه و مشکلات ناشی از آن


تورم ، بیکاری ،اعتیاد به مواد مخدر و الکل ( برای رهایی از مشکلات ) ، بیماری و مسمویت ناشی از آفات و مواد غذایی با کیفیت پایین ، ضعف اقتصادی کشور ، کودک همسری و ازدواج اجباری (به دلیل ناچاری از تنگدستی و کم فرهنگی) ، تصادفات منجر به نقص عضو به دلیل محیط های ناامن کاری ، سوء تغذیه و… است .

فرشته ارشاد فرکار

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

شانزده − شانزده =