استعداد و دانستنی های آن

استعداد و دانستنی های آن

استعداد چیست؟

قبل از تعریف استعداد ، تصور کنید دو نفر که هیچ چیز از شنا نمی‌دانند می‌خواهند این رشته ورزشی را یاد بگیرند. یکی از آن ها در عرض یک هفته پا زدن درست در شنا را  یاد می‌گیرد و دیگری در عرض یک ماه.

خب، به نظرتان کدامشان با استعدادتر است؟

مسلماً اولی. پس می‌توان استعداد را این طور تعریف کرد که:

استعداد یعنی یادگیری یک مهارت با صرف انرژی کمتر و زمان کمتر

پس با توجه با تعریف بالا از استعداد میتوان گفت که نفر اولی با استعداد تر از نفر دومی در شنا است چون در زمان کمتر و به احتمال زیاد با صرف انرژی کمتر شنا را یاد گرفته است

باید یاد آور بشوم که همه انسان ها در اکثر فعالیت ها استعداد دارند ولی میزان آن متفاوت است پس میتوان گفت هر کسی هر فعالیتی را میتواند انجام دهد ولی زمان و انرژی که برای انجام آن کار میگذارند با یکدیگر متفاوت خواهد بود

پس هر فعالیتی را که میخواهید انجام دهید ، شما موفق خواهید شد فقط شاید کمی زمان و انرژی بیشتری لازم داشته باشید

استعداد

آیا همه استعداد دارند؟

جوابش صد درصد مثبت هست هر کدام از ما دارای یک یا چند استعداد در درون خود هستیم. اما این که آن‌ها را کشف نکردیم دلیل بر این نیست که ما استعداد نداریم. و مسئله مهم هم این جاست که افراد نمی‌توانند استعداد های خودشان را تشخیص دهند. تا با بهره‌گیری از استعدادشان سریع‌تر پله‌های موفقیت را طی کنند. شما اگر استعداد های خودتان را پیدا نکنید و ازش استفاده نکنید ، فرصت‌های خیلی مهم و بزرگی رو از دست می‌دهید و اگر استعدادتان را بشناسید و در مسیر آن حرکت کنید. سریع‌تر و راحت تر می‌توانید به موفقیت مالی هم برسید. پس حتما زمانی رو برای کشف استعدادها و توانمندی های خود در نظر بگیرید

مسیر عصبی در استعداد

استعدادها در واقع مسیرهای عصبی از قبل آماده شده در ذهن ما هستند.

دیدید افرادی را که برای اولین بار رانندگی می‌کنند چه حسی دارند؟

مدام استرس دارند، رنگشان پریده، عرق می‌کنند، دستشان می‌لرزد و احتمالاً ذهن و بدنشان واکنش های دیگری هم نشان می‌دهد. اما بعد از چند بار و مسلط شدن به رانندگی، دیگر هیچ خبری از این علامت ها نیست و به راحتی هرچه تمام تر رانندگی خود را انجام می‌دهند. حتی گاهی بدون این که فرمان را دو دستی بگیرند و حواسشان رو به جلو باشد، با تلفن صحبت می‌کنند، خوراکی می‌خورند، بیرون را نگاه می‌کنند و کارهای عادی دیگری را انجام می‌دهند. انگار نه انگار که دیگر ترسی در آنها وجود دارد.

می‌دانید دلیل تغییر ناگهانی ذهن این فرد نسبت به رانندگی چیست؟

دلیلش چیزی نیست جز ایجاد مسیر عصبی…

وقتی این فرد چندین بار رانندگی می‌کند، مسیر عصبی این کار در ذهنش ساخته می‌شود و می‌داند دقیقاً باید چه کار کند. به همین دلیل بعضاً این کارها را از حفظ انجام می‌دهد.

پس این مسیرهای عصبی هستند که به نوعی باعث می‌شوند ما به کاری عادت کنیم و یا عادتی را در ذهنمان به وجود آوریم.

با توجه به مثال بالا، فکر می‌کنم به خوبی متوجه شده باشید که مسیر عصبی چیست. اما اکنون زمان آن رسیده که از قدرت مسیر عصبی به نفع خودمان استفاده کنیم و کاری کنیم که بتوانیم استعدادها و مهارت های زیادی را در خودمان به وجود آوریم.

هر کاری را که فکر می‌کنید برایتان سخت است را شروع کنید و تمام تلاش خود را بکنید تا در آن کار به موفقیت برسید.

به حرف های دیگران هم توجهی نکنید اگر می‌گویند تو در این کار استعداد نداری پس خودت را خسته نکن!

چرا که همان طور که گفتم می‌توانید با تلاش و پشتکار بیشتر نسبت به دیگران و البته مداومت زیاد در کارها، مسیر عصبی یا به نوعی همان استعداد آن کار را در ذهنتان به وجود آورید، حتی اگر از قبل در آن استعداد نداشته باشید!

البته به این نکته هم توجه کنید که قطعاً آن کار را نسبت به فردی که در آن استعداد دارد دیرتر خواهید آموخت و به هیچ وجه نباید دلسرد شوید.

بالأخره وقتی می‌خواهید به موفقیتی برسید، باید سختی های مسیر آن را هم تحمل کنید

استعداد

هوش و استعداد

قبلاً می‌گفتند هرکس که iq یا بهره هوشی بالایی داشته باشه در آینده هم می‌توانید موفق شود  و با تست iq  می‌گفتند که یک فرد با استعداد هست یا نه و تست iq  را به عنوان تست استعداد یابی و عامل موفقیت به کار می‌بردند.

درحالی‌که هوش بالا تقریبا۳ درصد در موفقیت افراد نقش دارد پس کسی که بهره هوشی بالایی دارد لزوما نمی‌تواند یک پزشک موفق ، یک مهندس موفق یا یک بازیگر موفق شود.

عوامل مختلفی در موفقیت افراد نقش دارند و یکی از کاتالیزورهای موفقیت ، شناسایی استعداد های و پرورش آن‌هاست.

و دو تا فرد با بهره هوشی یکسان استعداد های متفاوتی در زمینه‌های مختلف دارند.

در نهایت به چند استعداد و یا قابلیت جالب اشاره میکنم

صدا‌ها می‌توانند روی روحیه‌ ما تأثیر بگذارند

گروهی از دانشمندان فرانسوی تصمیم گرفتند بر روی تأثیر صدا‌ها روی روحیه‌ی افراد تحقیق کنند. در این پژوهش، از شرکت کنندگان خواسته می‌شد یکی از کتاب‌های هاروکی موراکامی -نویسنده‌ی مشهور ژاپنی- را با صدای بلند بخوانند و در این حین، صدای آن‌ها ضبط می‌شد. بعد از آن، به کمک یک نرم افزار، حالتی ترسناک، شاد و غمگین به صدای آن‌ها داده می‌شد. شرکت کنندگان از تغییری که روی صدایشان داده شده بود بی خبر بودند. وقتی صدای شرکت کنندگان برایشان پخش می‌شد، تنها تعداد کمی از آن‌ها متوجه تغییر صدایشان می‌شدند. زمانی که از آن‌ها پرسیده می‌شد هنگام شنیدن صدایشان چه احساسی داشتند، شرکت کنندگان به همان حسی اشاره می‌کردند که با استفاده از نرم افزار در صدای آن‌ها ایجاد شده بود.

این تحقیق نشان می‌دهد که ما احساسات خود و دیگران را «می خوانیم» و صدا‌های معنی دار روی روحیه‌ی ما تأثیر می‌گذارند. احتمالاً از این کشف می‌توان برای درمان اختلالات روحی استفاده کرد. علاوه بر این، شاید بتوانیم با گوش دادن به صدای شاد خود، احساس غم را از خود دور کنیم

ما می‌توانیم فقط با فکر کردن به قوی شدن، واقعاً قدرت پیدا کنیم

دانشمندان امریکایی دست به تحقیقی زدند که ثابت کرد بین سیستم عصبی بدن و قدرت عضلات آن، ارتباط مستقیمی وجود دارد. از شرکت کنندگان این پژوهش خواسته شد به مدت ۴ هفته نوعی مچ بند تنگ و محکم به دست خود ببندند. یک گروه از این شرکت کنندگان، ۵ روز در هفته، به مدت ۱۱ دقیقه تمرینات ذهنی انجام می‌دانند. آن‌ها باید در حالی که بی حرکت بودند خودشان را در حال منقبض کردن عضلات شان تصور می‌کردند. اما گروه دیگر شرکت کنندگان زندگی عادی خود را داشتند.

وقتی مچ بند‌های شرکت کنندگان را باز کردند، عضلات مچ دست گروهی که خود را در حال ورزش کردن تصور کرده بودند، دو برابر قوی‌تر از گروه دیگر بود که این کار را انجام نداده بودند.

با یک لبخند ساده میتوانید عمر خود را طولانی کنید

در سال ۲۰۱۰، دانشمندان آمریکایی تصمیم گرفتند درمورد تأثیر خنده بر روی طول عمر انسان تحقیق کنند. در این پژوهش از کارت‌هایی استفاده شد که تصویر بازیکنان مشهور بیسبال روی آن‌ها چاپ شده بود و تولید این کارت‌ها به قبل از سال ۱۹۵۰ برمی گشت. محققان متوجه شدند بازیکنانی که در تصاویر کارت‌ها لبخند به لب نداشتند حدود ۷۹/۲ سال، آن‌هایی که لبخند ملایمی به لب داشتند ۷۵ سال و کسانی که لبخند پهنی داشتند ۷۹/۹ سال عمر کرده بودند.

شاید با خودتان فکر کنید که هیچ دلیلی برای شاد بودن وجود ندارد، اما این توجیه خوبی نیست. بین لبخند زدن و روحیه‌ی افراد ارتباط وجود دارد: حتی اگر مجبور به لبخند زدن شوید، به تدریج حال بهتری پیدا خواهید کرد.

علاوه بر این، لبخند ما می‌تواند روی دیگران هم تأثیر بگذارد. اگر در برابر یک شخص اخمو لبخند بزنید، حالت عبوس او از بین می‌رود. لبخند مسری است، به همین دلیل کنترل عضلات صورت خود را از دست می‌دهیم و ما هم لبخند می‌زنیم. به علاوه شخصی که لبخند به لب دارد، جذاب‌تر و حرفه ای‌تر به نظر می‌رسد.

ما می‌توانیم دمای بدن خود را تغییر دهیم

راهبان بودایی تمرینات مخصوصی به نام یوگای تومو دارند که با استفاده از آن می‌توانند دمای بدن خود را بالا ببرند. در سال ۱۹۸۱، دانشمندان آمریکایی پی بردند کسانی که این تمرینات را یاد گرفته بودند قادر بودند دمای انگشتان دست و پای خود را به اندازه‌ی ۸/۳ درجه‌ی سانتیگراد بالا ببرند.

مزه های متفاوتی که از آن ها آگاهیم

همه‌ی ما چهار مزه‌ی اصلی را که شیرینی، شوری، ترشی و تلخی هستند می‌شناسیم. با این حال، در دهه‌ی ۱۹۸۰، جامعه‌ی علمی به وجود مزه‌ی پنجمی به نام اومامی (در زبان ژاپنی به معنای خوب و خوشمزه) پی برد. این مزه را دانشمندان ژاپنی کشف کردند. اومامی در مورد مزه‌ی مواد غذایی پروتئینی مثل گوشت قرمز، ماهی و سوپ گوشت قرمز یا ماهی به کار می‌رود.

امروزه دانشمندان به دنبال کشف گیرنده‌های چشایی دیگری هستند. شاید یک روز معلوم شود که ما می‌توانیم مزه‌ی کلسیم، کربن دی اکسید، آب تمیز، چربی‌ها و فلزات را هم تشخیص دهیم. این دانش می‌تواند به ما در مقابله با چاقی و دیگر مشکلات کمک کند.

ما مزه‌ی هر چیزی را طبق قواعدی احساس می‌کنیم که آگاهی از آن‌ها برای همه‌ی ما لازم است:

مزه‌ی یک ماده‌ی غذایی را زمانی می‌توانیم به خوبی احساس کنیم که هم دما با دمای دهان مان باشد.
ما به مزه‌های شیرین و شور زودتر از مزه‌های دیگر اعتیاد پیدا می‌کنیم؛ بنابراین اگر قند و نمک زیاد مصرف کینم، به تدریج دیگر مزه‌ی آن‌ها را تشخیص نمی‌دهیم. به علاوه، اعتیاد به قند باعث می‌شود، مزه‌های دیگر را بیشتر احساس کنیم.
اعتیاد به مزه‌ی تلخ موجب می‌شود مزه‌های ترش و شور را بیشتر احساس کنیم.

گوش موسیقی را دوران بزرگسالی هم می‌توان تقویت کرد

گوش موسیقی یا ابسولوت (Absolute pitch) پدیده‌ای نادر به شمار می‌رود. کسانی که از این توانایی برخوردارند می‌توانند هنگام شنیدن یک موسیقی، نت‌ها و آکورد‌های آن را به طور دقیق نام ببرند و آهنگ‌ها را تنها بعد از شنیدن شان عیناً بنوازند. در گذشته تصور می‌شد بهتر آن است که این توانایی را در دوران کودکی تقویت کرد. اما تحقیقات دانشمندان آمریکایی نشان داده است که افراد بزرگسال هم می‌توانند گوش موسیقی خود را تقویت کنند و آن را تقریباً به طور کامل رشد دهند.

در جریان آزمایشات این دانشمندان از افراد شرکت کننده که تحصیلات پایه‌ای موسیقی داشتند خواسته شد موسیقی‌ای که برایشان پخش می‌شد را بنوازند و نت‌های آن را نام ببرند. در مرحله‌ی دوم آزمایش، افراد شرکت کننده باید سعی می‌کردند که دوباره نت‌ها را تشخیص دهند، با این تفاوت که این بار درست یا غلط بودن تشخیص شان به آن‌ها اعلام می‌شد و آن‌ها اجازه داشتند که دوباره به موسیقی مورد نظر گوش دهند. بعد از چند ماه، آزمایش دوباره تکرار شد. محققان متوجه شدند که با وجود گذشت زمان، شرکت کنندگان توانایی‌های خود را از دست نداده بودند و می‌توانستند نت‌های یک موسیقی را تشخیص دهند. این تحقیق ثابت می‌کند که گوش موسیقی یا ابسولوت یک توانایی اکتسابی است.

حامد دانش فراز ( روانشناس بالینی )

حامد دانش فراز

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر:

نه + 12 =